دانلود آهنگ جدید سوران به نام ۳۰ سالگی

Suran – 30 Salegi

سوران ۳۰ سالگی

متن موزیک تاک ساز ۳۰ سالگی از سوران

تارشد آرزوم پشت بخارشیشه

آینده حتی شکل گذشته هام نمیشه

سیاه شد این روزگارسپید جوونی

جوونی اینه ببین دیگ پیری چی میشه

وقتی حلق آویز سرنوشت به تارمو

سینه رو کردقبرستون هزار آرزو

خوشی هایکی یکی گذاشتن قالمون

به هرکثافتی چنگ زدیم واسه حال خوب

رویای چفت انگشتا یکی درمیون

میبرید میکشید به مرز جنون

ماغم نشینای تماشای سیمای سوگ

تاسی سالگی تو عرض سی ثانیه سوخت

غرورهای خردترازشیشه های شکسته

صورت های بزک شده بدنهای خسته

نقاب خوشبختی روی صورت فقر

رنگ اندوه روی قلبهانشسته

وتظاهر که شد تمام روزمرگی

مازنده به گورانیم باکوله بارخستگی

آرزوهاچال شد میتها کفن پیچ

بازمونده بازموندباشرمندگیش

مرحوم مغفور شادروان جوانی

که ناکام رفت زین دارفانی

پیرمرد موندم با سه جلد جوون

محکوم به درد محکوم به زندگانی

پاشش رنگ اندوه روی زندگی

من کجاو این سناریوی بردگی

کشته شدن رویا تواولین سکانس

یه تراژدیه بدون کات زد کلید

اون چاله هاکه کندم واسه درخت امیدم

ناامید دارم توش آرزومو جامیدم

زور چپون مردشوچال میکنم

بالاسرش میشینم یه سیگارچاق میکنم

بی صدا بخواب این پایان جهان ماس

تموم دنیاخلاف خواسته های ماست

رنگ برآورده شدن رو تو نمیبینی

این اجبار جز لاینفک جامعه ی ماست

خستم ازتظاهر به چیزی که نیستم

به شادبودن وقتی که شادنیستم

به اینکه همیشه همه چی روبه راهه

وقتی هیچ وقت من روبه راه نیستم

کل زندگیمو و نقش بازی کردم

باجرعت بهترین بازیگره قرنم

توبدترین حال کمدی بازی کردم

نقاب چیه واقعیته یه مردم

افسرده ی خلوت خوش حاله ی جمعمم

استاد پنهون بغص عقب خنده م

از خنده هام میگیره دردم

کل میفته باز بین قلبمو کلم

خیلی ها میگفتن خوشبحالش

شبا سرشوراحت میزاره روبالش

آرزوشون بودباشن یکی مث من

غافل که بالشتم هرشب خیسه من

نمیدونی چقدر تلخه خودزنی

میگی مقصرم اگه همه چیم خورد زمین

درست وقتی که هیچی تقصیرتونیس

عین کیسه بوکس توی مسابقه ی مشت زنی

از جوونی توخودم هیچ ردیو ندیدیم

پرآب تر ازچشام هیچ سدیو ندیدم

وسط بگایی هنوز ردی و قوی ام

انگارمن با یه دنیا فرق داره رویه ام

به خیالم سی سالگی اوج خوشبختی هامه

چندتا از آرزوهام جز تجربه هامه

نمیدونستم همچنان بلاتکلیف ترینم

نمیدونستم همچنان حسرت باهامه

دیگه خداحافظ جوونی که رنگتم ندیدم

چه رویاهایی داشتم توخوابمم ندیدم

چقدر منو توخودم کشتی الکی

آخرش هم ازت هیچ خیری ندیدم

یه مسیر پرتنش و بدون مقصد

استرس آینده حالو گرفتش ازمن

رروزای قشنگمو زندگی نکردمش

حالا نشسته م اینجا منتظر مرگم

غافل از اینکه تو منو خیلی وقته کشتی

همون موقع که خنده روی لبام خشکید

دیرفهمیدم که من مردم، دقیق

همون روزی که توو ذوق توی من کشتی

وقتی همه جوونیمو غصه خوردم

وقتی غصه هامیومدن پشت به پشتم

وقتی هرچی دلم خواستو تودلم کشتم

وقتی عمرمو سوخت دادم به امید رشدم

دیرفهمیدم که زود میگذره

مهم نیس چی میگن یه عالم پشت سرت

زندگی کن هرجوری که میخوای رفیق

تکرارنمیشه فقط میگذره

الان سی سالمه قد یه قرن افسردم

من همون روزی که شکوفه زدم پژمردم

چیزایی که ازدست دادمو نشمردم

اماازبدون دستاورد بودن سرخوردم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *